سلام.

امتحانم رو که دادم جلو دو تا سوال نیم نمره ای علامت گذاشتم .فقط به همون دوتا شک داشتم.با خودم گفتم 19 رو شاخشه.اگه از یه جا هم غفلت کرده باشم نهایت 18 دیگه..

و به عالم و آدم هم که زنگ میزدن و میپرسیدن گفتم امتحان خیلی خوب بوده !

دیروز رسیدیم کلاس شاد و شنگول.

تشریف معلم اومد..

احوال پرسی و تک به تک میپرسید امتحان چطور بود؟

منم تو نوبت خودم گفتم خیلی خوب !

اما مشکل اینجا بود که من تو چک کردن برگه ی امتحانم میتونم جوابهایی رو چک کنم که سوالشون موجوده. خوب Listening رو همیشه بی خیال میشم.

وقتی نمرات رو میخوند از 19 رقیب جانم شروع کرد و من اون لحظه مطمئن شدم اون نفر اوله.اما اصلا تو ذوقم نخورد چون برای من 18 هم خوب بود.

اما چند شده باشم خوبه؟؟؟

اصلا نمرمو نخوند نگه داشت برای آخرین نفر و حسابی زجرکش شدم..

آخرش دوباره پرسید امتحان چطور بود و من گفتم خوب بود و دیگه نفسم بالا نمیومد..  بعد خیلی قشنگ گفت 16.5

میگفت چند بار اسمت رو چک کردم ببینم واقعا این برگه ی توئه؟؟

سه نمره ی Listening رو از دست داده بودم به همین سادگی!!!

اصلا اون لحظه نمیدونستم بخندم؟ بزنم زیر گریه؟

هنوز نمیدونم چجوری شده که تقریبا از بیشتر بچه ها کمتر شده نمره ام و دقیقا چرا اشتباه جواب دادم؟؟

اون لحظه به نمره  فاینالم فکر کردم که در بهترین حالت ممکنه 88 اینا بشم مثلا :|

اوووه ببین چقدر صغرا کبری چیدم تا بگم 16.5 شدم ^_^

دیروز ناراحت بودم اما امروز نیستم...  شاید من باید درسی از این نمره و از این جایگاه بگیرم.. شاید داشتم زیاد خودم رو دست بالا میگرفتم.هان؟

من فیلم زبان اصلی خیلی زیاد میبینم.. حتما یک روز درمیون میبینم.. Listening ام ضعیف نیست اصلا اما اونچه که تو امتحان ها با لهجه ی غلیظ بریتانیایی میاد تند تند یه چیز بلغور میکنه فهمیدنش بارها از فهمیدن فیلمای آمریکایی سخت تره..

هوم من همیشه تو این قسمت نمره از دست میدم و تو Reading که این بار همشو درست نوشته بودم .

حالا دیگه شده دیگه.. باید فکر حل کردن ضعفهام باشم :)

امروز هم کلاس نمیرم و یه مقدار میخوام ظرف های اضافی و همه ی خرت و پرتهای بالکن و وسایل شخصیم رو از اتاق خواب جمع کنم...

امروز میخواستم یه آبگوشت مشتی درست کنم که دیشب یادم رفت نخود لوبیام رو خیس کنم و الان نمیدونم چی قراره بخوریم .

روز خوبی داشته باشید :)


+ مَرا بِبوس اگر از مَرگ میتَرسی,

  می آیَد روزی که

  بینِ من و تو مرگ خوابیده باَشد

  ناگهان ببینی چِقَدر مَرا نَبوسیده ای!!!