بِلاگِـــــــرِ کَبیر گُــزارِش میکُنَـــــد!

فقــــط *عشق* میتواند پایانِ رنجها باشد!

۱۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

ترقه نوشت :)


دوستان چهارشنبه سوری باز!


کسی هست منبع فروش ترقه اینا برای چهارشنبه سوری داشته باشه؟؟


خریداریم ^_^


پول پستش رو هم با هزینه ی اصلیش میپردازیم.بایت زحمت پست هم به جونتون دعا میکنیم :)

  • ۱۹ جیک جیک دونی :)
    • بلاگر کبیر ^_^
    • جمعه ۳۰ بهمن ۹۴

    فیلتر شکن نوشت!


    دوستان بی زحمت تو این پست اسم فیلتر شکن های خوبی که استفاده میکنید و

    سایتی که برای دانلودشون مناسبه برام کامنت کنید.

    فری گیت دارم اما دیگه باز نمیشه..


  • ۱۲ جیک جیک دونی :)
    • بلاگر کبیر ^_^
    • جمعه ۳۰ بهمن ۹۴

    خرید نوشت 2 :)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • پنجشنبه ۲۹ بهمن ۹۴

    خرید نوشت :)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴

    داغون نوشت :|

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • سه شنبه ۲۷ بهمن ۹۴

    دیشب نوشت!

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • دوشنبه ۲۶ بهمن ۹۴

    طاعون نوشت :|

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • يكشنبه ۲۵ بهمن ۹۴

    سر در گم نوشت!

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • شنبه ۲۴ بهمن ۹۴

    زنانه نوشت :(


    سلام.

    یه زنی هست تقریبا میشه گفت جلو چشمم.منظورم اینه که وصلیم به زندگی های هم.

    رفت و آمد داریم.

    از من بزرگتره.

    گاهی که قراره همو ببینیم گاهی دلم میخواد براش حرف بزنم و درد دلامو بگم .آخه از من بزرگتره و اونوقت به نصیحتاش و  تجربه هاش گوش بدم.

    اما همیشه تا میبینمش فقط اونه که با من درد دل میکنه.یعنی من دو تا کلمه میگم و هزارتا گوش میکنم.از لحظه ای که ازش دور میشم خودخوری میکنم.تا چند روز حالم خراب میشه.

    غصشو میخورم.خودمو جاش میذارم..

    زنیه که بیشتر از ده ساله زندگی مشترک داره.

    زندگی که جرقش عشق یه عدد پسر دانشجوی مهندسی بی کار سربازی نرفته بود که دیگه بسکه دیوانه وار خواهان ازدواج بود عالم و آدم به دختره میگفتن پسره برات میمیره.

    دختره یه عدد دانشجوی مهندسی بود.سرش دایم تو کتاب.زبر و زرنگ.

    بعد بالاخره عروسش شد.عروس یه عدد سرباز.و رفت خونه ی مادر شوهر برای اوایل زندگی.

    اونجا روزای سختی گذروند.بی پولی..

    بعدم مادر شوهرش اینا از خونه بیرونشون کردن.یعنی رسما هااا...

    گفتن برید خودتون کار کنید خرج خوراکتونو بدید.

    اینا رفتن.با دل شکسته.پسره که سرباز بود.دختره شروع کرد کار کردن.پسره سربازیش تموم شد.

    یه کار جور شد براش و از همون موقع با همون مهندسی معدل 12و نیمیش شد مهندس یه شرکتی ..

    دیگه گفت مردت منم چشمم کور پول میارم نا سلامتی مهندسم!

    شما بشین خونه داری کن.

    روزا میرفتن و میومدن و پول خوب اومد تو زندگیشون..

    همه میگفتن خوش به حال عروس!

    داماد خوشبختش کرد سرش گرم زندگیه.مرده! مهندسه! زندگی جمع کنه.

    ماشین خریدن.

    بچه اومد.

    این وسط نمیدونم عشق از کدوم در رفت بیرون ؟؟؟

    بی شعوری از کدوم در اومد تو؟؟

    که طلای زن بفروش ماشین بخر به نام خودت.به کام خودت.ماشین دست زن؟؟

    ابدا! زن که راننده نمیشه!

    بچه ی بعدی اومد...

    خونه ی 100 متری اومد...

    اما عشق دیگه نیومد..

    هنوزم همه میگن خوشبخته.. همه میگن خدا رو شکر شوهرش غیرت داره به خورد و خوراک و رخت و لباسشون میرسه.

    حالا دیگه واسه مدرسه و کلاس و هزارتا بدبختی بچه ها ناچارا ماشینم دست زن میده.

    سنش زیاد نیست... اما اینهمه سال هر روز شستن و روفتن و پختن از دستاش و ناخنای بلند همیشه سوهان زدش هیچی نذاشته.

    اون صورت مثل ماه و هیکل قلمیش الان شده یه پوست داغون و یه چاقی ضایع اما شوهره یه جوری میگه همین که مادر شدنتو از من داری باید بری حال کنی واسه خودت!

    منی که حرفاشو میشنوم میبینم خوشبخت نیست..

    اصلا خوشبختی این نیست..

    دیگه اعصابی براش نمونده.یه زن افسرده است که از درون پوسیده اما ظاهرشو میخواد خوب نگه داره.

    همش میگه بخاطر بچه هام.همین بچه ها هیچکدومشون به لحاظ شخصیتی اوکی نیستن.

    چون بیچاره ها تو خونه ای بودن که پدر فقط داد زده خودخواه بوده ظالم بوده..

    انقدری بی مغز که حتی تو جمع به زنش فحش بده.صداشو براش بالا ببره و زنش از ترس آبرو خفه خون بگیره که تو جمع جلو من.جلو شوهر من.جلو خواهر من از اینی که هست خرد تر نشه :(

    تازه چند وقته دوستای دوران دبیرستانشو تو تلگرام پیدا کرده..

    کاش نمیکرد..

    نگاهشون میگنه میگه این دوستمو میبینی؟ الان وکیله.

    اینو میبینی؟ الان ماماست.

    اینو میبینی؟ فلان کارست.

    قربون دوستاش برمم همش در حال مسافرت و پول خرج کردن و لیفتینگ صورت و تزریق چربی و مراقبت پوست و مو  و ناخن کاشتن و هزار تا کوفت کاری ان!

    تو همشون فقط یکیشون زن خونه داره اونم هزار ماشالا شوهرش رییس بانکه بخدا تو همین چند ماه اخیر هزار بار ازش عکس بهم نشون داده که بیا ببین رویا رفته مالزی با شوهرش.

    ببین رویا ترکیه است.

    رویا تو ویلای شمالشون.

    رویا اینجا.رویا اونجا.

    بعد خودشو میبینه.پوستشو میبینه.ناخنشو میبینه.هیکلشو میبینه...

    میبینه یه زن 36 ساله است.دیگه نمیتونه از شوهرشم جدا شه.گیرم با جنگ و خونریزی بگه آقا دیگه نمیذارم جلو کار کردنمو بگیری.نه یه سرمایه از خودش داره.نه دیگه سنش جوریه جایی استخدام شه.نه اعتماد بهنفس سابق رو داره..

    یعنی من اینو میبینم میخوام بمیرم...

    بعد شوهر من هر وقت بحثی میشه میگه برو شوهر داری رو از این یاد بگیر..

    خو این شوهر داری کرده؟؟؟ نه این بدبخت خود کشی کرده. منکوبی کرده.

    رو جوونی و رویاها و همه چیزش پا گذاشته.. نشسته خونه که شوهرش ازش راضی باشه.

    جواب حرفای ریز و درشتشو نداده که شوهر ازش راضی باشه.

    بقول خودش از این زنا نبوده که بره ناخن بکاره دم به دم آرایشگاه بره برای رنگ مو و فلان و بهمان که خرج نتراشه و شوهره ازش راضی باشه..

    من میخوام صد سال سیاه این شوهر راضی نباشه اصلا..

    امشب حالم هیچ خوش نیست..

    نه به خاطر خودم و زندگیم که الان تو روز چهارم قهرم و یه حس جدید عجیب بی خیالی بهم دست داده و میترسم آغاز از چشم افتادن باشه!

    بخاطر این دوستم و زندگیش.

    بخاطر اونیکی دوستم و زندگیش.

    بخاطر خیلی از زنا و زندگی هاشون.فداکاری هاشون.قربانی شدن هاشون.نابود شدن هاشون.افسرده شدن هاشون...

    بیاید نکنیم...

    سر خودمون بلایی رو که اون عزیزی که گفتم سر خودش آورد نیاریم..

    به قربانی شدن آلوده نشیم.

    عشق رو با این چیزها اشتباه نگیریم تو روخدا..

    من یه دوستی داشتم شوهرش دست بزن عجیبی داشت.

    همیشه سینه های این زن کبود بود.بازوهاش کبود بود..

    خودش خیانت میکرد مردک بعد زنه که میفهمید کتک میخورد.

    یه روز بهش گفتم چرا یه سیلی میخوری یه سیلی نمیزنی.به هر دلیلی نمیتونست از شوهره جدا شه.. میگفت ای وای من سیلی بزنم؟ خوب حرمت که نباید دو طرفه بشکنه.عشقم بهش زیر سوال میره و فلان..

    آخرین بار شوهره کتفشو شکوند... تمام صورتش کبود بود.. سیاه و کبود ...

    خوب چه حرمتی ؟ چه عشقی؟ چه کشکی؟

    دوست مجرد عزیزم... وقتی پسری که تو رو هر جوری دیده و خواسته باهات باشه عاشقت باشه اصلا به خودش اجازه میده بهت بگه چی نپوشی,چی بپوشی... کدوم مهمونی رو با خانوادت بری کدومو نری... کدوم کلاس دانشگاه رو بخاطر اشتراکش با فلان همکلاسی پسرت نری کدومو بری...

    کدوم رنگ روسری رو سر کنی کدومو نه.... این آدمو خط بزن از زندگیت.. این فردا شوهر نمیشه..

    مفهوم غیرت رو با این چیزا ابدا اشتباه نگیر..غیرت یه چیزه بی احترامی به شعور تو به عنوان آدمی که حق انتخاب داره و زور گفتن بهت چیز دیگه است!

    دوست متاهل عزیزم... از اون خواسته هایی که در حیطه ی شرع و عرف هستن وبرات مهمن نگذر.بنا به شرایط خاص زندگیت کوتاه مدت چشم پوشی کن اما ابدا به دلت نذارشون...

    خصوصا اگه آدمی هستی که فرم زندگیت تو چشم دیگرانه و الگویی خواهشا تو سری خوردن و تحقیر شدن زن رو به اسم عشق تو دخترای مجرد و تازه عروسها جا ننداز!

    جوونیت رو تو آشپزخونه نگذرون .. گاهی به تفریح هم فکر کن.

    شوهرت هر روز سر کار چهار تا مرد و زن دیگه میبینه و میگه و میخنده.. خودت رو تو خونه حبس نکن هر روز...

    مفهوم ما شدن تو زندگی با منکوبی خیلی فرق میکنه.


    برای همتون از خدا یه زندگی پر از آرامش میخوام..

    امیدوارم وقتی زندگیتون به مرز ده پونزده سالگی رسید حسرت به دل روزهایی که امروز دارید میگذرونید نباشید...

    با عشق فراوان روی ماه بانو های مخاطبمو میبوسم..




    آرزو می کردم
    که تو از آنِ من بودی
    در روزگاری که بر گل ستم نبود
    بر شعر، بر نی و بر لطافت زنان.
    اما
    افسوس دیر رسیده ایم
    ما گل عشق را می کاویم
    در روزگاری
    که عشق را نمی شناسد.

    "نزار قبانی"



  • ۳۰ جیک جیک دونی :)
    • بلاگر کبیر ^_^
    • پنجشنبه ۲۲ بهمن ۹۴

    جغد نوشت:(

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • دوشنبه ۱۹ بهمن ۹۴

    شب بخیر نوشت:)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • يكشنبه ۱۸ بهمن ۹۴

    بازگشت نوشت:)

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
    • بلاگر کبیر ^_^
    • پنجشنبه ۱۵ بهمن ۹۴

    دانلود آهنگ جدید

    ابزار وبمستر